nikannikan، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 2 روز سن داره

❤پسر هایی از جنس عشق❤

داریم از این خونمون میریممممممممممممم (نی نی وبلاگ)

سلام به همه دوستای عزیزممممممممم دوستان به دلیل اینکه وبلاگ من با مشکل روبه رو شده و بعضی از دوستانم نمیتونن وارد وبلاگ بشن تصمیم گرفتم یه وبلاگ جدید درست کنم البته هنوز به صورت کامل مطالبو انتقال ندادممم ........ و تارخ هارو ثبت نکردم... ادرس وبلاگ ما   http://nima2007nikan2011.blogfa.com/ه پ.ن: از دوست عزیزممممممممم شادی جون تشکر میکنم که ساخت ولاگ جدید کمک کرد و مطالبو برام انتقال داد به وبلاگ جدیدمون پ.ن2 : این وبلاگ همین جا باقی میمونه تا مشکلش برطرف بشه ولی از ایم به بعد تو وبلاگ جدید اپ میکنم ...
13 مرداد 1391

یک اپ پر بار از پسراااااااااااااااا

  سلام دوستان عزیزممممممم سلام به پسرای دوست داشتنیممممممممممم ببخشید که اپ کردن وبلاگمون انقدر طول کشید و امااا تو این مدت چه اتفاقاتی افتاد اول اینکه نیکان تا چند ساعت دیگه 9 ماهگیو تموم میکنه و وارد ماه 10 مشود مهم تر از اون اینه که نیکان 2 تا دندون در اورده از پائین خداروشکر که اصلن اذیت نشد در ضمن من یک عدد مامان خجسته و تنبل که برای پسری اش دندونی درست نکردم حالا چند تا دلیل داشتم اخه اشو بپزم ببرم دم خونه ی همسایه ی کانادایی چی بگم؟؟؟ دوم اینکه همسری هم اش دوست نداره پس اگه میپختم مجبور بودم خودم بشینم یک قابلمه اش بخورم پس تصمیم گرفتم زحمت اش دندونی رو بندازم گردن مامان مهربونم تو ایران خبره بعدی اینکه...
5 مرداد 1391

مــــــــــــــا برگشتیممم

سلام سلامممممممممم به همه ی دوستای مهربونممممممممم عاشقتونممممممممممممممم ببخشید بابت این همه تاخیررررررررر.... من رمزو فراموش کرده بودممممممم یه مدت هم که وبلاگمو نمیتونستممم باز کنمممم مشکل داشت... یکی از دوستای خوبم گفت ایمیل بزنم به نی نی وبلاگ و مشکلمو بگمممممم بعد از این ماجراااااااا بلاخره رمزو دادن بهمممممممم مرس از تک تک شما عزیزانمممممم که به ما سر زدید و ببخشید که نگرانتون کردممممم دلم برای نی نی های خوشگل و دوست داشتنیتون تنگ شده همشونو میبوسممم به زودی یه اپ با کلی عکس میزارم دوستتون دارمممممممممممممممممممممممم ...
4 مرداد 1391

تولده 6 سالگی نیما جونممممممم

یه سلام گرم تو یه روزه داغ به همه ی دوستان عزیزم......... جشن تولده ٦ سالگی نیما برگذار شد... جای همتون خالی بود... یه جشن ساده و خودمونی با چند تا از دوستای عزیزمون...... جای همه خاله عمه عمو دایی مامان یزرگ بابابزرگ ها واقعا خالی بود نیما ی عزیزم شما ٥ سالگی رو تموم کردی و وارده ٦ سالگی شدی.. بزرگ شدی پسرم ولی اگه یه مرده ٥٠ ساله هم بشی هنوز برای من یه پسر بچه ی شیطون ودوست داشتنی هستی که هر وقت نگات میکنم غرق لذت میشممم مامان جون خیلیییییییییییییییییییییی دوستت دارم ایشالا ١٠٠ ساله بشی و همیشه سلامت باشی .. وقتی بزرگتر شدی و این ومطالبو خوندی یادت بمونه که بابا نادر برای خوشحال کردن شماا و راحت زندگی کردنتون خیلی زحمت میکشه قدرشو بدو...
30 خرداد 1391

اولین اپ در خونه جدید!!!

  سلامممممممم سلاممممممممممم خوبید دوستای گلمممم؟ نی نی هاتون خوبن؟ ما هم خوبیم و شکر خدا کارامون تقریبا تموم شده.. کارهای رسیدگی به خونه بیشتر شده چون علاوه بر خوده خونه کار های حیاط هم هست که باید انجام داد و چون ما نا وارد هستیم خیلی وقت باید بزاریم اقای همسر چمن میزنه .. من   گل میکارم..و کار پشت کار دیوز که هوا خیلییییییییییییی گرم بود ٣٨ درجه تصمیم گرفتیم استخر رو تمیز کنیم( مامان زری )با (ماریو )اومدن خونمون اول یه سری برگ و شاخه ی درخت هارو با اره برقی قطع کردن چون خیلیی رشد کرده بودن وبلند شده بودن و بعد رفتیم سراغ استخر  وای که چقدر کثیف بود و بعد از یک سال خیلی کار داشت ...
24 خرداد 1391

!!!!

خوب روزه اسباب کشی رسیدههههه من از این خونه میرممم.. این خونه برام پر از خاطره های خوبه تولده نیما...تولده نیکان.... این 2 اتفاق از بهترین خاطره هامه.... میدونم دلم برای اینجا تنگ میشه 5 سال توش زندگی کردمممم و روزای قشنگیو توش گذروندممم.... این پست برای اینه که هیچ وقت یادم نره که زندگیمو با نادر با هیچ شروع کردمم و شکر خدا حالا صاحب خونه شدیم... اپارتمان 302 هیچ وقت از یادم نمیره جایی که وقتی دلتنگ بودم اشک میریختم.. و وقتی شاد بودممم لبخند میزدممم.. ومیشه گفت دیوار های این خونه سنگ صبورمممم بود..... امیدواری همه ی دوستانمم به همه ی ارزوهای قشنگشون برسن.... پ.ن: تا چندد وقت نت ندارمممم خدانگهداره همتون باشهههه پ.ن:3 روز دیگه تولده...
8 خرداد 1391